|
شب های تنهایی شب های بی تو
| ||
|
بیا از عاشقانه هایم برایت بگویم بعد از تو روی دستم باد کرده اند بانوی شب های تنهاییم تو بگو ... مگر یک دیوار چقدر فاصله می اندازد؟! [ پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1392 ] [ 20:23 ] [ میلاد ]
کز کرده ام کنج اتاقی که پنجره اش هیچگاه رو به فردایمان باز نشد.
همان نقطه ی کور بودن... نه... "استوای بودن و نبودن" انجا که جز چشمانت خدایی برای توسل نیست. [ شنبه سی و یکم فروردین 1392 ] [ 19:6 ] [ میلاد ]
بیا، آرام تر از همیشه بیا...
خوشخیالی دلم را تو بانو نشنیده بگیر یادم نبود خدایمان آمدنت را محال کرد. کاش می دانستم سال کبیسه ام را کدام تقویم رقم زد؟؟ [ چهارشنبه هفتم فروردین 1392 ] [ 17:2 ] [ میلاد ]
باز عید...
[ سه شنبه بیست و دوم اسفند 1391 ] [ 9:15 ] [ میلاد ]
باران...باران... یادم می آید: <<تو بی گناهترین حوای زمینی>> [ پنجشنبه دوازدهم بهمن 1391 ] [ 19:19 ] [ میلاد ]
عقربه های ساعتم زل زده اند به لحظه ی رفتنت و انگار قصد عبور ندارند. خدا خدا میکردم خراب شده باشد تکان نمی خورد...سرجایش یخ بسته بود. نمیدانم چرا یک مرتبه یاد پیرمرد ساعت فروش افتادم که گفت تا وقتی نبضت بزند این هم کار می کند. [ چهارشنبه بیست و هفتم دی 1391 ] [ 14:41 ] [ میلاد ]
آرزو
کن
گوش های خدا پر از آرزوست و دست هایش پر از معجزه شاید کوچکترین معجزه اش بزرگترین آرزوی تو باشد. [ پنجشنبه هفتم دی 1391 ] [ 10:10 ] [ میلاد ]
دلتنگی یعنی اینکه روبروی یک دریا بایستی و خاطرات یک خیابان خفه ات کند. [ دوشنبه بیستم آذر 1391 ] [ 21:59 ] [ میلاد ]
پرواز چه لذتی دارد؟؟؟
وقتی زنبور گارگر باشی و نتوانی عاشق ملکه شوی. (دکتر شریعتی) [ سه شنبه چهاردهم آذر 1391 ] [ 0:53 ] [ میلاد ]
[ سه شنبه سی ام آبان 1391 ] [ 15:34 ] [ میلاد ]
اول دلم فراق تو را سرسری گرفت وان زخم کوچک دلم آخر جذام شد گلچین رسید و نوبت با من وزیدنت دیگر تمام شد گل سرخم ! تمام شد
بعد از تو باز عاشقی و باز ... آه نه این داستان به نام تو اینجا تمام شد "حسین منزوی" [ جمعه بیست و ششم آبان 1391 ] [ 23:14 ] [ میلاد ]
شبیه برگ پاییزی پس از تو قسمت بادم خدافظ ولی هرگز نخواهی رفت از یادم خداحافظ و این یعنی در اندوه تو میمیرم در این تنهایی مطلق که می بندد به زنجیرم [ چهارشنبه سوم آبان 1391 ] [ 14:51 ] [ میلاد ]
این بار تو بگو" دوستت دارم" نترس!! آسمان را گرفته ام به زمین نیاید. [ سه شنبه بیست و پنجم مهر 1391 ] [ 16:13 ] [ میلاد ]
خورشید که بیاید به جان همه پنجره ها قسم
تنها برای دیدن تو بیدار می شوم [ شنبه پانزدهم مهر 1391 ] [ 13:52 ] [ میلاد ]
ای بی رنگ تر از آیینه یک لحظه بایست
راستی این شبه هرشبه تصویر تو نیست اگر این شبه هر شبه تصویر تو نیست پس چرا رنگ تو آیینه اینقدر یکیست حتم دارم تویی آن شبه آیینه پوش عاشقی جرم قشنگیست به انکار مکوش ((بهروز یاسمی)) [ سه شنبه چهاردهم شهریور 1391 ] [ 13:23 ] [ میلاد ]
تو کمان کشیده و در کمین که به تیرم زنی و من غمین همه غمم بود از همین که خدانکرده خطا کنی [ پنجشنبه دوازدهم مرداد 1391 ] [ 12:15 ] [ میلاد ]
و چقدر تازگی دارد برایم روزهایی که به امید آمدن کسی دلخوش نیستم
و شبهایی که از نیامدنش دلگیر نمی شوم.
بی کسی هم عالمی دارد...! [ یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391 ] [ 16:6 ] [ میلاد ]
گفته بودم بی تو سخت می گذرد
حرفم را پس می گیرم ...
بی تو انگار اصلا نمی گذرد. [ چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 ] [ 13:51 ] [ میلاد ]
با من که شکسته ام کمی راه بیا بالی بگشا و گاه و بی گاه بیا آزرده مشو بیا گناه از من بود گفتم که مقصرم تو کوتاه بیا [ پنجشنبه دهم فروردین 1391 ] [ 16:21 ] [ میلاد ]
دو چشم عاشقت دردیست که بر جانم افتاده است
[ پنجشنبه یازدهم اسفند 1390 ] [ 11:17 ] [ میلاد ]
شبی گرم از عبورت می شوم باز محصور از حضورت می شوم باز تو تنهایی و من تنهاتر از تو خودم سنگ صبورت می شوم باز [ شنبه بیست و نهم بهمن 1390 ] [ 20:11 ] [ میلاد ]
حس می کنم دنیا خالیست......
مگر تو چند نفر بودی؟؟؟
والنتاین مبارک [ سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390 ] [ 13:21 ] [ میلاد ]
در باز و بسته شد ،حتما باز باد شوخیش گرفته.... ادای آمدنت را در می آورد [ یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390 ] [ 9:2 ] [ میلاد ]
آدمک آخر دنیاست بخند آدمک مرگ همینجاست بخند دست خطی که تو را عاشق کرد شوخی کاغذی ماست بخند آدمک خر نشوی گریه کنی کل دنیا سراب است بخند آن خدایی که تو بزرگش خواندی بخدا مثل تو تنهاست بخند [ پنجشنبه بیستم بهمن 1390 ] [ 21:59 ] [ میلاد ]
پیداست هنوز شقایق نشدی
زندانی زندان دقایق نشدی وقتی که مرا از خود می رانی یعنی که تو هیچ وقت عاشق نشدی [ یکشنبه نهم بهمن 1390 ] [ 13:48 ] [ میلاد ]
تقدیم به او که خیالش یک عمر بهانه چشمان گریانم بود:
ای افتاب به شب مبتلا خداحافظ غریب واره دیر آشنا خداحافظ تو ابتدای خوش ماجرای من بودی ای انتهای بد ماجرا خداحافظ [ یکشنبه دوم بهمن 1390 ] [ 17:14 ] [ میلاد ]
خاطرمان باشد به یاد همدیگر باشیم
شاید سالها بعد در گذر جاده ها بی تفاوت از کنار هم بگذریم وبگوییم آن غریبه چقدر شبیه خاطراتم بود. [ جمعه شانزدهم دی 1390 ] [ 17:12 ] [ میلاد ]
در آب که شستی تن بی تابت را
دیدند تمام رودها خوابت را لبهام به شکل بوسه ماهی شده اند بنداز درون آب قلابت را [ شنبه سوم دی 1390 ] [ 22:25 ] [ میلاد ]
صبر کن عشق زمین گیر شود بعد برو
یا دل از دیدن تو سیر شود بعد برو تو گر کوچ کنی بغض خدا می شکند صبر کن گریه به زنجیر شود بعد برو
[ یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390 ] [ 14:20 ] [ میلاد ]
عجیب است دریا غرقش که می شوی پس می زند تو را!!!
[ چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 ] [ 22:54 ] [ میلاد ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||