شب های تنهایی
شب های بی تو 

فردا که اومدی قول بده شلوار مشکیتو بپوشی با همون پیرهن سرمه ایه،خوب میدونم منظورش همون پیرهنیه که روز تولدم برام خریده بود.

از پوشیدنش ترس عجیبی داشتم.هر وقت می رفتم سراغ کمد لباسام یه ساعت نگاش می کردم و آخر سر هم می گفتم امروز فلان جا کار دارم نکنه چیزی بریزه روش ولی فردا حتما می پوشمش.

شش ماه بود که فقط نگاش می کردم.

نمیشد روشو زمین بندازم .

یه شلوار مشکی با یه پیرهن سرمه ای و یه کمربند چرم

می دونستم عاشق همچین تیپیه...

خیابون خلوت خلوت بود دو نفر  آروم کنار هم راه می رفتن و چقدر قشنگ با هم می خندیدن

کتم رو  رو دستم انداختم و اومدم تو مغازه.

خیابون خلوت خلوت بود.............

[ سه شنبه هفتم مرداد 1393 ] [ 19:8 ] [ میلاد ]
دلتنگش  نشو

 

نکند ساعت هایش جور در بیایند و

 

میان عشقبازی شبانه اش تو را به خاطر بیاورد.

[ دوشنبه دوازدهم خرداد 1393 ] [ 14:30 ] [ میلاد ]
من عاشق فصل ها نبودم

گذر زمان در چهاچوب پنجره به چهار رنگ

ا ر د ی ب ه ش ت را میلاد تو اردیبهشت کرد.


[ چهارشنبه هفدهم اردیبهشت 1393 ] [ 20:44 ] [ میلاد ]

بعد از این به تمام مقدسات عالم کافر می شوم


                          حتی به چشمانت...

[ پنجشنبه چهاردهم فروردین 1393 ] [ 10:31 ] [ میلاد ]
نمی دانم دلم راست می گوید یا چشمانم؟؟؟


دوباره دوستت دارم.بگذار یک عمر چشمانم بسته بماند.

[ سه شنبه دوازدهم فروردین 1393 ] [ 17:46 ] [ میلاد ]
من هنوز هم سه شنبه ها خوابم نمی برد


زل می زنم به ساعتی که سالها دقایق بی تو بودن را برایم می شمرد.

و ستاره را می شمارم.

یک...

                 دو....

                                 سه....

                                         آه ستاره ای دنباله دار

لب هایم بی اختیار تو را آرزو می کنند

[ دوشنبه بیستم آبان 1392 ] [ 20:54 ] [ میلاد ]
چه فاصله نزدیکی

هر دو اهل زمین بودیم

بین مان فقط شهر بود و یک جاده

سرنوشت انتقام سختی گرفت

اتاقمان را با یک دیوار از هم جدا کرد

و چه وسعتی داشت یک دیوار.

[ چهارشنبه هشتم آبان 1392 ] [ 2:9 ] [ میلاد ]

من هر شب قرص ماه را خواب می بینم


"و کور شوم اگر دروغ بگویم"


انعکاس چشم تو در ذهن آیینه ها

[ پنجشنبه یازدهم مهر 1392 ] [ 17:37 ] [ میلاد ]
...

فاصله ای میانمان نبود

هر دو اهل زمین بودیم

بی ثباتی جغرافیای کوچک من

و دیوار دورترین فاصله ممکن

[ پنجشنبه بیستم تیر 1392 ] [ 19:39 ] [ میلاد ]
باور کن لیلای من اینجا اردیبهشت فصل زردی بیش نیست

در شهر من هیچکس معجزه سه شنبه را درک نکرده

و نمی دانی چه بی تفاوت به دهانم چشم دوخته بودند

هنگامی که با ولع از جذبه چشمان تو برایشان می گفتم.

[ پنجشنبه بیستم تیر 1392 ] [ 19:16 ] [ میلاد ]

بیا از عاشقانه هایم برایت بگویم

بعد از تو روی دستم باد کرده اند

بانوی شب های تنهاییم

تو بگو ...

مگر یک دیوار چقدر فاصله می اندازد؟!

[ پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1392 ] [ 20:23 ] [ میلاد ]
کز کرده ام کنج اتاقی که پنجره اش هیچگاه رو به فردایمان باز نشد.

همان نقطه ی کور بودن...     

        نه...

"استوای بودن و نبودن"

انجا که جز چشمانت خدایی برای توسل نیست.
[ شنبه سی و یکم فروردین 1392 ] [ 19:6 ] [ میلاد ]
بیا، آرام تر از همیشه بیا...

 

     خوشخیالی دلم را تو بانو نشنیده بگیر

                                   یادم نبود خدایمان آمدنت را محال کرد.

کاش می دانستم

 سال کبیسه ام را کدام تقویم رقم زد؟؟

[ چهارشنبه هفتم فروردین 1392 ] [ 17:2 ] [ میلاد ]

باز عید...


                  زیباتر از نوروزم خبر آمدن تو بود
                        باد باز هم بوی تو را می آورد 
                               افسوس در آغوش دیگری

[ سه شنبه بیست و دوم اسفند 1391 ] [ 9:15 ] [ میلاد ]

باران...باران...

یادم می آید:


آن روز هم باران می آمد، چشمانم هنوز هم باورشان شده باران مقصر است و تو...

<<تو بی گناهترین حوای زمینی>>

[ پنجشنبه دوازدهم بهمن 1391 ] [ 19:19 ] [ میلاد ]
عقربه های ساعتم زل زده اند به لحظه ی رفتنت و انگار قصد عبور ندارند.
خدا خدا میکردم خراب شده باشد
تکان نمی خورد...سرجایش یخ بسته بود.
نمیدانم چرا یک مرتبه یاد پیرمرد ساعت فروش افتادم که گفت تا وقتی نبضت بزند این هم کار می کند.
[ چهارشنبه بیست و هفتم دی 1391 ] [ 14:41 ] [ میلاد ]
آرزو کن

گوش های خدا پر از آرزوست

                و دست هایش پر از معجزه

                                    شاید کوچکترین معجزه اش  

                                                      بزرگترین آرزوی تو باشد.

[ پنجشنبه هفتم دی 1391 ] [ 10:10 ] [ میلاد ]

دلتنگی یعنی اینکه روبروی یک دریا بایستی

 و

خاطرات یک خیابان خفه ات کند.

[ دوشنبه بیستم آذر 1391 ] [ 21:59 ] [ میلاد ]
پرواز چه لذتی دارد؟؟؟

وقتی زنبور گارگر باشی و نتوانی عاشق ملکه شوی.

                                                     (دکتر شریعتی)

[ سه شنبه چهاردهم آذر 1391 ] [ 0:53 ] [ میلاد ]
[ سه شنبه سی ام آبان 1391 ] [ 15:34 ] [ میلاد ]

اول دلم فراق تو را سرسری گرفت 

وان زخم کوچک دلم آخر جذام شد

گلچین رسید و نوبت با من وزیدنت 

دیگر تمام شد گل سرخم ! تمام شد

بعد از تو باز عاشقی و باز ... آه نه 

این داستان به نام تو اینجا تمام شد

 "حسین منزوی"

[ جمعه بیست و ششم آبان 1391 ] [ 23:14 ] [ میلاد ]

شبیه برگ پاییزی پس از تو قسمت بادم

خدافظ ولی هرگز نخواهی رفت از یادم

خداحافظ و این یعنی در اندوه تو میمیرم

در این تنهایی مطلق که می بندد به زنجیرم

[ چهارشنبه سوم آبان 1391 ] [ 14:51 ] [ میلاد ]

این بار تو بگو" دوستت دارم"

نترس!!

آسمان را گرفته ام به زمین نیاید. 

[ سه شنبه بیست و پنجم مهر 1391 ] [ 16:13 ] [ میلاد ]

خورشید که بیاید به جان همه پنجره ها قسم

 

تنها برای دیدن تو بیدار می شوم

[ شنبه پانزدهم مهر 1391 ] [ 13:52 ] [ میلاد ]
ای بی رنگ تر از آیینه یک لحظه بایست

راستی این شبه هرشبه تصویر تو نیست

اگر این شبه هر شبه تصویر تو نیست

پس چرا رنگ تو آیینه اینقدر یکیست

حتم دارم تویی آن شبه آیینه پوش

عاشقی جرم قشنگیست به انکار مکوش

((بهروز یاسمی))

[ سه شنبه چهاردهم شهریور 1391 ] [ 13:23 ] [ میلاد ]

تو کمان کشیده و در کمین

که به تیرم زنی و من غمین

همه غمم بود از همین

که خدانکرده خطا کنی

[ پنجشنبه دوازدهم مرداد 1391 ] [ 12:15 ] [ میلاد ]
و چقدر تازگی دارد برایم روزهایی که به امید آمدن کسی دلخوش نیستم 

 

و شبهایی که از نیامدنش دلگیر نمی شوم.

 

بی کسی هم عالمی دارد...!

[ یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391 ] [ 16:6 ] [ میلاد ]
گفته بودم بی تو سخت می گذرد

حرفم را پس می گیرم ...

 

بی تو انگار اصلا نمی گذرد.

[ چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 ] [ 13:51 ] [ میلاد ]

با من که شکسته ام کمی راه بیا

بالی بگشا و گاه و بی گاه بیا

آزرده مشو بیا گناه از من بود

گفتم که مقصرم تو کوتاه بیا

[ پنجشنبه دهم فروردین 1391 ] [ 16:21 ] [ میلاد ]
دو چشم عاشقت دردیست که بر جانم افتاده است
[ پنجشنبه یازدهم اسفند 1390 ] [ 11:17 ] [ میلاد ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

دل کندن اگر آسان بود فرهاد به جای بیستون دل می کند
امکانات وب